یه روز گفتن بریم تئاتر، گفتیم چشم.
رفتیم "زمستان ۶۶" و از شانسِ ما بهترین جای سالن بلیط گیرمون اومد. اونم تو شرایطی که فقط ده دقیقه مونده تا اجرا.
تئاتر معروف و شلوغی هم بود. انقد که خیلیا رو زمین نشسته بودن. یکی از همینا که رو زمین بود تو چشام نگاه کرد و گفت از صبح تو صف بلیط بوده و آخر هم اینجا گیرش اومده.
خلاصه من که دفعه اولم بود، خیلی با تئاتر حال کردم. نمیدونم چرا تا حالا این حس رو کشف نکرده بودم؟ چرا نفهمیده بودم تماشای تئاتر رو دوست دارم؟ چرا کسی بهم نگفته بود تئاتر خوبه؟ من یقهی کی رو باید بگیرم؟
این حس که یه مشت آدم جلوی چشمت بازی میکنن، زنده، حس دیدنِ هنرمندِ مورد علاقهت، قصهی جالبی که عالی به تصویر کشیده میشه، حس و حالی که اون فضا با اون نورپردازیها و صدابرداریها به آدم میده... من یکی که غرقش میشم.
همین دیشب دوباره رفتیم تئاتر، با همون دوستای خوب، "ریچارد سوم" تماشاخانهی ایرانشهر.
هر دفعه چیزای جدیدی یاد میگیرم ازش. درسته که فهمیدن مضمونِ این تئاتر برای منی که تا حالا اهلش نبودم خیلی سنگین بود، اما بسیار حرفهای و عالی اجرا شد. لذت بردم...
حالا دیگه تئاتر به یکی از برنامههای ثابتم تبدیل شده.
پینوشت: من جو گیر شدم و تمام حسمو نسبت به تئاتر نوشتم، حالا شما نرین بعد خوشتون نیاد بیایین بهم فحش بدینا :) تئاتر مثل محصولات اپل هست. یا ازش خوشت میاد که عاشقش میشی، یا وقتی نمیفهمیش، ازش متنفر میشی :)) خلاصه که مشکل ماهاست، نه خودِ تئاتر. کاملن سلیقهایه.
رفتیم "زمستان ۶۶" و از شانسِ ما بهترین جای سالن بلیط گیرمون اومد. اونم تو شرایطی که فقط ده دقیقه مونده تا اجرا.
تئاتر معروف و شلوغی هم بود. انقد که خیلیا رو زمین نشسته بودن. یکی از همینا که رو زمین بود تو چشام نگاه کرد و گفت از صبح تو صف بلیط بوده و آخر هم اینجا گیرش اومده.
خلاصه من که دفعه اولم بود، خیلی با تئاتر حال کردم. نمیدونم چرا تا حالا این حس رو کشف نکرده بودم؟ چرا نفهمیده بودم تماشای تئاتر رو دوست دارم؟ چرا کسی بهم نگفته بود تئاتر خوبه؟ من یقهی کی رو باید بگیرم؟
این حس که یه مشت آدم جلوی چشمت بازی میکنن، زنده، حس دیدنِ هنرمندِ مورد علاقهت، قصهی جالبی که عالی به تصویر کشیده میشه، حس و حالی که اون فضا با اون نورپردازیها و صدابرداریها به آدم میده... من یکی که غرقش میشم.
همین دیشب دوباره رفتیم تئاتر، با همون دوستای خوب، "ریچارد سوم" تماشاخانهی ایرانشهر.
هر دفعه چیزای جدیدی یاد میگیرم ازش. درسته که فهمیدن مضمونِ این تئاتر برای منی که تا حالا اهلش نبودم خیلی سنگین بود، اما بسیار حرفهای و عالی اجرا شد. لذت بردم...
حالا دیگه تئاتر به یکی از برنامههای ثابتم تبدیل شده.
پینوشت: من جو گیر شدم و تمام حسمو نسبت به تئاتر نوشتم، حالا شما نرین بعد خوشتون نیاد بیایین بهم فحش بدینا :) تئاتر مثل محصولات اپل هست. یا ازش خوشت میاد که عاشقش میشی، یا وقتی نمیفهمیش، ازش متنفر میشی :)) خلاصه که مشکل ماهاست، نه خودِ تئاتر. کاملن سلیقهایه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر