۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

کودکی

وسط کار تو شرکت یهو دلم بچگیامو خواست :/
خیلی سخت بود اشکامو نگه دارمو نذارم بریزه رو میز، ولی نگه داشتم...
یه بچه ۲ - ۳ ساله بدون هیچ فکر و خیال بدی، نگرانی، دلشوره، دقدقه و هزار کوفت و زهرمار دیگه‌ای که واسه بزرگاست.
...
شروع شد، پاشم برم جلسه، تا از کار بی کارم نکردن.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر